هر نویسنده‌ای باید از نگاه خودش ادبیات کهن را کشف کند

این داستان‌نویس به خبرگزاری ایسنا گفت: اول از همه خوشحالم که بعد از سه سال کتاب «قصه‌های شیخ اشراق به روایت امیر‌حسین خورشیدفر» بالأخره منتشر شد. من داستان‌نویسی را با نوشتن داستان‌های کودک آغاز کردم و این کار نوعی بازگشت به فضای کودک و نوجوان برای من محسوب می‌شد که ادامه خواهد داشت. خوشحالم که شانس روایت قصه‌های سهروردی را داشتم که جزو متون ادبی محبوبم است و هربار که می‌خوانم‌شان، شگفت‌زده می‌شوم. در بازنویسی قصه‌های شیخ اشراق و کلا مجموعه «یکی بود یکی نبود» دست نویسندگان باز بود. من ضمن آن‌که به متن و فضای اصلی قصه‌های سهروردی وفادار بودم، تا حد امکان لحن و فضاسازی امروزی را در نوشتن داستان‌ها به کار بردم. البته می‌شد برداشت‌های خلاقانه‌تری هم از این داستان‌ها داشت، اما باید به هدف اصلی مجموعه که آشنایی خوانندگان نوجوان با ادبیات کهن فارسی است، وفادار می‌ماندم. در عین حال بعضی از این داستان‌ها را به صورت مستقل در مجله‌های ادبی منتشر کردم یا در محافل ادبی خواندم و از مجموعه واکنش‌ها به نظرم رسید که مخاطب‌ها آن‌ها را به عنوان برداشت‌های امروزی اما وفادار می‌پذیرند.

این داستان‌نویس اظهار کرد: من قبلا خواننده آثار ادبیات کهن بودم و یکی دو بار سعی کردم تعدادی از آثار ادبیات کلاسیک ایران را به فیلم‌نامه برگردانم، اما نتیجه قابل قبولی نداشت. بازنویسی قصه‌های شیخ اشراق برایم خیلی جدی‌تر از این حرف‌ها بود و نزدیک به شش ماه با این اثر درگیر بودم. معتقدم تأثیر قصه‌های شیخ اشراق را می‌توان در آثاری که آینده از من منتشر خواهد شد، پی گرفت و دید. تجربه بسیار مفید و اثرگذاری بود.

خورشیدفر متذکر شد: سهروردی در تاریخ ادبیات ما منحصر به فرد است. قصه‌های او ربطی به حکایت‌های حکمت‌آمیز ندارد و همچنین نشانه‌ها و نمادهای عرفانی که در آثارش به کار می‌گیرد، در نسبت و پیوند با آموزه‌های معمول ادبیات عرفانی ایرانی نیست. به اعتقاد من، دست کم به لحاظ صوری و در مقام یک اثر ادبی، آثار شیخ اشراق مدرن هستند.

او در پاسخ به این‌که بازنویسی آثار کهن ادبیات فارسی به قلم نسل جدید داستان‌نویس‌ها چقدر می‌تواند در آشنایی و بهره‌گیری آن‌ها از آموزه‌های این ادبیات مؤثر باشد، گفت: به اعتقاد من، اثر این بازنویسی‌ها برای مخاطب و همین‌طور نویسنده بسیار زیاد است. بازنویسی‌ متون کهن نسل جوان داستان‌نویسان ایرانی را به طور جدی و عمیق با ادبیات کهن فارسی آشنا خواهد کرد. این غیر از آن نگاه سطحی است که در مطالعه‌های پراکنده شکل می‌گیرد. به اعتقاد من هر ناشری باید مجموعه‌ کلاسیک‌های خود را داشته باشد. در کنار متن اصلی آثار مثل هرجای دیگر دنیا به انواع و اقسام برداشت‌ها، خلاصه‌نویسی‌ها و بازنویسی‌ها هم نیاز اتست. اکنون بیش از ده‌ها عنوان از شکل‌های بازنویسی‌شده شاهنامه برای نوجوان‌ها در بازار کتاب ایران هست که مورد اقبال مخاطب‌ها هم قرار می‌گیرد. ضرورت دارد با بهره‌گیری از بازنویسی متون کهن به شکل خلاقانه از این سرمایه فرهنگی استفاده شود و ادبیات کهن از حالت موزه‌یی و تزیینی بیرون بیاید.

این نویسنده در پاسخ به این‌که برخی از نویسندگان جوان فکر می‌کنند ادبیات کهن به گذشته تعلق دارد و دوره‌اش تمام شده است، متذکر شد: این رویکرد کاملا اشتباه است و ما باید از این امکان‌ها بهره بگیریم. موضوع دیگر آن است که برخی در نگاهی سطحی‌نگر بهره‌گیری از ادبیات کهن را در این می‌بینند که داستانی با نثر بیهقی نوشته شود، در حالی‌که این نوع برخورد با ادبیات کهن به کاریکاتور و جوک تنه می‌زند. مثل این می‌ماند که پاساژهایی درست شود و سردر ورودی آن‌ها سربازهای هخامنشی بگذارند. به اعتقاد من، هر نویسنده‌ای باید ادبیات کهن را از نگاه خودش کشف کند و از طریق آن کشف به خلق آثار داستانی‌اش برسد. هرگز نمی‌توان از کنار اثری که هزار سال در فراز و نشیب تاریخ باقی مانده است، بی‌اعتنا گذشت و آن را فاقد ارزش‌های زیباشناسی و خلاقانه دانست. ایراد کار آن است که نویسندگان جوان این دسته آثار را از منظر ادبیات نمی‌خوانند و به آن‌ها عنوان متون عرفانی و تاریخی نگاه می‌کنند.

خورشیدفر در پایان گفت:‌ بازنویسی این آثار در شش ماه از من زمان و انرژی طلبید. کار سنگینی بود، اما اذیت نشدم. تنها گله‌ای از ویراستار این کتاب دارم. من در این اثر با ظرافت و جذابیت رابطه‌ای بینامتنی بین بوف کور و قصه‌های سهروردی برقرار کرده بودم که متأسفانه آن اشارات حذف شده، بی آن‌که حتا با من درباره آن‌ها مشورت شود. با این وجود، تجربه بازنویسی و روایت دوباره قصه‌های سهروردی برایم مثل یک دوره آموزشی بود. چیزهایی دیدم که داستان‌نویس‌های امروز ما از اجرای آن عاجز هستند. مثلا در همین قصه‌های سهروردی می‌بینیم که او سازه‌های پیچیده را به شکل خلاقانه‌ای توصیف می‌کند. درست است که از آن‌ها معنای عرفانی مراد می‌کنند، اما می‌بینیم که داستان‌نویس‌های ما از عهده توصیف فیزیکی سازه‌های پیچیده برنمی‌آیند.

«قصه‌های شیخ اشراق» به روایت امیرحسین خورشیدفر در مجموعه «یکی بود یکی نبود» انتشارات کتاب پارسه منتشر شده است.

کلیه حقوق متعلق به وب سایت"کتاب پارسه" می باشد.