نگاهی دیگر به کودتای ٢٨ مرداد/

بی‌شک کودتای ٢٨ مرداد نقطه عطف مهمی در تاریخ معاصر ایران است؛ رخدادی که مثل نمونه‌های مشابه سایه سنگین استبداد را برای ایرانیان یادآوری می‌کند. با اینکه بیش از نیم‌قرن از سقوط دولت محمد مصدق می‌گذرد، ولی هنوز این واقعه علاقه‌مندی مورخان را برمی‌انگیزد. این رخداد را بسیاری کودتایی توصیف می‌کنند که تحت حمایت سیا، فروغ خواست ملی برای دموکراسی را خاموش کرد؛ بخشی مهم از تاریخ معاصر ایران که تاکنون کتاب‌ها و جستارهای زیادی درباره آن نوشته و منتشر شده است. یکی از این آثار کتاب «ایران و سازمان سیا» نوشته داریوش بایندر است که با نگاهی انتقادی به اسناد آرشیو وزارت خارجه آمریکا و سازمان سیا، می‌کوشد تحلیلی متفاوت از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ ارائه دهد. نویسنده درعین پذیرش دخالت آمریکا و انگلیس در کودتا، سرنگونی دولت مصدق را بیشتر ناشی از عوامل داخلی می‌داند. این کتاب می‌کوشد دوران نخست‌وزیری ٢٧ماهه دکتر مصدق را به تصویر بکشد تا از این طریق عوامل سقوط او را بررسی کند.

فرضیه نخست نویسنده این است که سرنگونی مصدق در ٢٨ مرداد ١٣٣٢، ناشی از مهندسی کودتایی از قبل طراحی‌شده است که با تأمین مالی و اجرای مشترک سیا و اینتلجنس سرویس به‌عنوان بخش لاینفک و ادامه طرحی به نام رمزی تی‌پی‌آژاکس انجام شد. مالکیت این حاثه، حداقل به طور تلویحی و ادعاشده، جزء افتخارات سیا و ام‌آی‌سیکس به حساب آمده است. اما این کتاب برخلاف افکار رایج کنونی، در توضیح عواملی که منجر به کودتا و سقوط دولت مصدق شد، نقش پررنگ‌تر را به عوامل داخلی می‌دهد. البته برای اطمینان بیشتر، نویسنده می‌کوشد اقدام پنهانی بریتانیا و سپس همکاری آمریکا با آن را فقط به‌منزله تکامل سیاست‌های آشکار آنها در طول بحران نفت بررسی کند.

به روایت نویسنده کتاب، بعد از ملی‌شدن نفت، تا اسفند ١٣٣١، دولت آیزنهاور دیگر امیدی برای حل مناقشه نفت با دولت مصدق نداشت. این دولت برای اینکه به هر نحوی‌ شده دولت مصدق را سرنگون کند، به بریتانیا ملحق شد. در این طرح قرار بود مصدق جایگزین نخست‌وزیری شود که به سرکوب حزب چپ‌گرای توده تمایل داشته باشد و در عین‌حال مناقشه نفت را با حسن‌نیت حل‌وفصل کند. فعالیت‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای دولت آیزنهاور در واقع پیش‌درآمد کودتا بود. همکاری شاه هم قابل‌پیش‌بینی بود. مخالفان داخلی مصمم بودند در صورت آماده‌شدن شرایط وارد عمل شوند. اقتصاد بدون نفت، منابع مالی و پولی کشور را تمام کرد و پایگاه حمایتی مصدق تضعیف شد و سرانجام طراحان داخلی و خارجی در تابستان ١٣٣٢ و در فرصتی مناسب گرد هم آمدند. شاه که هنوز با نخست‌وزیرش درگیر بود، با روش‌های خشن مخالفت می‌کرد. او ترجیح می‌داد از شیوه‌های رایج پارلمانی برای خلاص‌شدن از شر دولت بهره برد، اما از آنجا که تحت فشارهای شدید آمریکا و انگلستان بود، سرانجام تسلیم شد. طرح کودتای تی‌پی‌آژاکس در نیمه‌شب ٢٥-٢٤ مرداد به اجرا درآمد، ولی ناکام ماند. شاه با نگرانی به بغداد پرواز کرد و مصدق نیز بر اوضاع تسلط کامل یافت. تا اینجای کار نویسنده مدعی است میان یافته‌های کتابش و مطالب رایج درباره این حادثه، ناهمخوانی کمی وجود دارد.

بعد از ناکامی در کودتا، اوضاع به‌هم می‌ریزد و سطح مخالفت‌ها در این چند روز بالا می‌گیرد و نهایتا به دگرگونی شرایط می‌انجامد و مصدق سقوط می‌کند. در نظر نویسنده، عقل سلیم می‌گوید عاملان سیا با کمک مأموران محلی ام‌آی‌سیکس، ابتکار عمل را در دست گرفتند. این جان کلام آن چیزی است که کیم روزولت، مدیر عملیات سیا (تی‌پی‌آژاکس)، در کتابش، «ضد کودتا» ادعا کرده است. اما نویسنده در این کتاب می‌کوشد این روایت را به چالش بکشد و قائل است روزولت با نابکاری اصل جریان را تا حدودی به نفع شخص خود مصادره کرده. نویسنده تأکید دارد این تحریف با این واقعیت امکان‌پذیر شد که در روزهای انتقالی، ایستگاه سیا در تهران، بی‌کار ننشسته و از هیچ حمایت، تشویق و راهنمایی به اردوگاه سپهبد زاهدی دریغ نکرده است. به‌نظر نویسنده کتاب، زاهدی که حالتی تدافعی داشت، بیشتر مایل بود از جایی خارج از پایتخت وارد فاز نظامی و عملیات علیه دولت شود. در اثنای آماده‌شدن برای خروج از کشور، روزولت دست به اقداماتی زد که اساس آن حمایت و پشتیبانی از اردوگاه زاهدی بود.

اما موضوع اصلی کتاب حاضر این است که ادعاهای روزولت انحرافی است. مقام‌های سیا در دهه ١٩٩٠ قول داده بودند مطالب ارزشمند تاریخی درباره ایران منتشر می‌کنند. نویسنده با ارجاع به صحبت‌های آنان، تأکید دارد پرونده‌های مربوط به کودتای ایران در اوایل دهه ١٩٦٠/١٣٤٠ عمدا معدوم شده است. برخی هم ادعا کرده‌اند اسناد در آتش‌سوزی از میان رفته است. گویا افسر بازبینی مدیریت عملیات سیا ازجمله کسانی است که معتقد بود انتشار اسناد پیامدهای سنگینی برای امنیت ملی آمریکا داشته است. از این‌رو، نویسنده بر این باور است که هر چند اکنون همگان توطئه سیا و روایت آن در یک کودتای نافرجام در سال ١٣٣٢ را می‌دانند و به‌طور رسمی هم پذیرفته شده است، ولی سرسختی سیا در خودداری از چاپ بقیه اسناد جای سؤال دارد؛ به‌ویژه در طول هشت سال ریاست‌جمهوری بوش، یعنی وقتی که روابط با ایران در پایین‌ترین سطح خود بود. آنچه کنجکاوی نویسنده را بیشتر برمی‌انگیزد، این است پرونده‌های ١٣٣٢/١٩٥٣ ایران در میان ٤٢٠ هزار صفحه‌ای که سیا در سال ٢٠٠٧ از طبقه‌بندی خود خارج کرد و به آرشیو ملی و اداره اسناد سپرد، محاسبه نشده بود. او معتقد است قضاوت درباره دلایل سیا در این مورد کار سختی است، اگرچه فرضیات قابل قبولی هم وجود دارد.

با این‌حال، نویسنده مدعی است تلاش این کتاب بر نفی جنبه‌های افسانه‌ای این دوره تاریخی و بحث درباره زوایای تاریک‌تر آن است و تأکید دارد کتابش در این زمینه حرف آخر را نزده است. جان کلام نویسنده کتاب این است که در کودتای نافرجام ٢٥ مرداد موسوم به تی‌پی‌آژاکس، دخالت سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا و آمریکا، بارزتر از اصل کودتای ٢٨ مرداد بوده و کودتای دوم را حاصل حرکتی خودجوش و با وجود ناامیدی عوامل خارجی و حتی داخلی، وابسته به سلطنت می‌داند.

*روزنامه شرق – 94/6/1

کلیه حقوق متعلق به وب سایت"کتاب پارسه" می باشد.