بار ديگر هايدگر/

يك زماني هايدگر براي ايرانيان نامي عجيب و غريب بود؛ فيلسوفي غربي كه بر تاثيرگذارترين فيلسوف معاصر ايراني يعني احمد فرديد تاثير گذاشته بود و نامش به مثابه بزرگ‌ترين فيلسوف تاريخ در نوشته‌ها و گفتارهاي شاگردان فرديد تكرار مي‌شد. در آن زمان هنوز اثري از آثار هايدگر ترجمه نشده بود، سهل است، حتي برخي مي‌گفتند قابل ترجمه نيست. كساني هم كه جسارت به خرج مي‌دادند و اثري در حد يك مقاله از او يا نوشته‌اي درباره‌اش ترجمه مي‌كردند يا مي‌نوشتند، مورد هجمه متوليان هايدگر قرار مي‌گرفتند.

از اواسط دهه ٧٠ خورشيدي اما به تدريج اين طلسم شكست و به تدريج برخي چهره‌هاي جوان‌تر به ترجمه هايدگر خطر كردند و در نهايت در ميانه دهه ٨٠ به همت مترجماني چون سياوش جمادي و عبدالكريم رشيديان و پرويز ضياشهابي و… مهم‌ترين آثار اين فيلسوف دشوارنويس آلماني از زبان اصلي ترجمه شد. طلسم هايدگر شكسته شده بود. موج كتاب‌ها بود كه درباره‌اش ترجمه و منتشر مي‌شد.

پيش‌تر بابك احمدي دو جلد كتاب قطور درباره هايدگر نوشته بود. بيژن عبدالكريمي كتابي درباره‌اش نوشته بود و يك كتاب نيز ترجمه كرده بود، نوشته والتر بيمل. سعيد حنايي‌كاشاني نيز يك كتاب عالي از مترجم انگليسي هستي و زمان يعني جان مك كواري ترجمه كرده بود. هايدگر به دانشگاه‌ها نيز راه يافت. محمود خاتمي، استادي كه اين روزها درباره‌اش خيلي خوب نمي‌گويند، يك كتاب خيلي خوب درباره هايدگر نوشت: جهان در انديشه هايدگر. حالا ديگر مي‌توان گفت ادبيات هايدگرپژوهي در فارسي بيلان قابل قبولي دارد، اگرچه هنوز تا نقطه ايده‌آل خيلي راه است.

البته يك نكته مثبت اين تحول آن است كه حالا هايدگر پژوهي در ايران به مسير درستش افتاده است، يعني هايدگر از بحث هاي روشنفكري رخت بر بسته است و حالا شاهديم كه از او درمحافل آكادميك بحث مي شود. به تازگي نيز نشر کتاب پارسه كتابي ديگر درباره هايدگر با همين عنوان چاپ كرده است، نوشته مانفرد گاير با ترجمه ماريا ناصر. كتابي ديگر از مجموعه تك‌نگاري‌هاي انتشارات روولت آلمان با عنوان rororo. خواننده با قرائت اين اثر مروري مي‌كند بر زندگي و انديشه هايدگر. در بخش پاياني نيز مثل ساير مجلدات اين مجموعه نظر ديگر صاحبنظران درباره هايدگر را مي‌خوانيم. البته چنان كه انتظار مي رود همه اين اظهار نظرها مثبت نيست. يك دليل اصلي آن شخصيت جنجالي هايدگر به ويژه در ماجراي پيوستن او به حزب نازي و حمايت از حزب سوسيال ناسيوناليست آلمان است. بعد از اين ماجرا بسياري از شاگردان و همكاران پيشين هايدگر او را متهم به همراهي با شر زمانه كردند. اين بحث تا به امروز نيز ادامه دارد. اما  هانا آرنت شاگرد و دوست هايدگر كه خود از فلاسفه بزرگ قرن بيستم محسوب مي‌شود درباره او مي‌گويد: توفاني كه از تفكر هايدگر وزيدن گرفته است، بسان توفاني است كه از هزاره‌هاي پيش از سوي افلاطون به سمت ما وزيدن گرفته است.

*نقل از روزنامه اعتماد – 94/9/30

کلیه حقوق متعلق به وب سایت"کتاب پارسه" می باشد.