استخوانی كه قورت داده نمی‌شود /

سیمون دوبوار درباره نمایشنامه «نكراسوف» سارتر نوشته بود: «نكراسوف دقیقا به كسانی حمله می‌كرد كه درآمد تئاترها از ناحیه آنهاست؛ آنهایی كه آمدند، تفریح كردند، ولی برای خود قانونی وضع كردند كه به دوستان‌شان بگویند كه نمایش حوصله‌شان را سر برده. بورژوازی به بهانه فرهنگ، خیلی اهانت‌ها را می‌تواند تحمل كند، اما این استخوانی نبود كه بتواند قورت بدهد. نكراسوف بیش از ٦٠ شب نمایش داده نشد…»

نمايشنامه «نكراسوف» واقعا هم استخوانی در گلوی امر مسلط بود. سارتر در این نمایشنامه آن‌جایی را هدف گرفته بود كه خط قرمز نظم حاكم به‌شمار می‌رفت. سارتر در این‌جا روكش ایدئولوژیك حاكم را نشانه رفته بود، روكشی منعطف و مبتنی‌بر گفتمان محبت كه در پسش چهره واقعی قدرت نهفته.

«نکراسوف» را که از خواندنی‌ترین و سیاسی‌ترین نمایشنامه‌های سارتر به‌شمار می‌آید، هجونامه‌‎ای علیه متعصبان غربی طرفدار جنگ سرد می‌دانند که به موضوع پناهندگان و مهاجران روس می‌پردازد. این نمایشنامه به بحبوحه جنگ سرد می‌پردازد. فریبکاری که پلیس در تعقیبش است برحسب تصادف به خانه روزنامه‌نگاری می‌رسد. در آن روزهای پرشایعه، چون یکی از وزیران شوروی چند روز در انظار ظاهر نمی‌شود، فرصت خوبی است که روزنامه‌های جنجالی او را چون کسی که «آزادی را انتخاب کرده» بخوانند. و ‌کلاهبردار حرفه‌ای تحت‌تعقیب پلیس بهترین کسی است که می‌تواند این وزیر به‌اصطلاح فراری باشد و لودادن‌ها و افشای رازها بر تحول‌های جامعه اثر می‌گذارد. دستگاه‌های اطلاعاتی با علم به اینکه چه کسی در نقش وزیر فراری فرورفته، می‌خواهند از او بهره‌برداری کنند. سهمی که سارتر در این اثر برای روزنامه‌های ارتجاعی و دروغ‌پرداز در نظر گرفت، باعث شد که روزنامه‌ها نیز دندان نشان دهند و با سکوتی آشکار این نمایشنامه را بایکوت کنند.

به‌تازگی «نكراسوف» سارتر تجدیدچاپ شده. این روزها همچنین نمایشنامه «خلوتكده» از سارتر با ترجمه صنعوی چاپ شده. بسیاری از منتقدان، اين نمایشنامه را معروف‌ترین اثر نمایشی سارتر می‌دانند. شخصیت‌های نمایشنامه دو زن و یک مرد هستند که با مرگ‌هایی متفاوت از دنیا رفته‌ و حال در یک‌جا گرد آورده شده‌اند. کار آنان نمایش عذاب‌های ضمیر انسان‌های محروم از آزادی است.

خود سارتر درباره این نمایشنامه روایتی دارد: «سه دوست داشتم و خواستم نمایشنامه‌ای بنویسم که هر سه در آن نقش‌آفرینی کنند و برای آن‌که به نظر نرسد یکی را کم‌اهمیت‌تر از دیگران دانسته‌ام، به این تکنیک روی آوردم که هر سه آنان در تمام طول نمایش در صحنه حضور داشته باشند». عبارت مشهور «جهنم یعنی دیگران» در این اثر سارتر آمده و او در این مورد گفته است: «پنداشته‌اند که من می‌خواستم بگویم رابطه‌های ما با دیگران همواره مسموم است و این رابطه‌ها همیشه جهنمی‌اند، حال آنکه می‌خواهم بگویم اگر رابطه با دیگری پیچیده و آلوده باشد، آن وقت دیگری جز جهنم نمی‌تواند باشد»

نقل از روزنامه شرق – 95/10/1

کلیه حقوق متعلق به وب سایت"کتاب پارسه" می باشد.