الیزابت جورج، نویسنده چهارده کتاب پرفروش نیویورک تایمز ژانر تعلیق و معمایی است و تاکنون دو مجموعه داستان کوتاه گردآوری و منتشر کرده است. 

جورج موفق شد جوایز آنتونی و آگاتا را برای آثار خود به دست بیاورد و مفتخر به کسب «جایزه بزرگ ادبیات کارآگاهی» فرانسه و نیز MMI، جایزه‌ای آلمانی در ژانر ادبیات تعلیق و معمایی شده است. 

این کتاب شامل ١١ داستان درخشان آمریکایی و انگلیسی به سبک آگاتا کریستی و در ژانر معمایی است که در صد سال اخیر توسط زنان داستات‌نویس به رشته تحریر درآمده‌اند. 

نشریه «دنور پست» درباره این مجموعه داستان نوشته است: «این داستان‌ها نشان می‌دهد زنان که نقش پررنگی در پیشبرد داستان جنایی مدرن داشته‌اند». 

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

 وقتی جمایما کم‌کم داشت با این شگفتی کنار می‌آمد، متوجه شد ظاهر خود خانم آرچر هم بسیار شگفت‌انگیز است. بعد از سازگاری سریعش از تینای سرزنده به خانه کهنه و غم‌انگیز، حالا باید با همان سرعت دوباره با ظاهر خانم آرچر سازگاری پیدا می‌کرد. با همان نگاه اول به خانم آرچر پیر که جمایما می‌دانست نزدیک هشتاد سال دارد، تمامی تصورات هاویشامی از ذهنش پاک شــد. دوشیزه ایزی پیرزنی کهنســال و تنها نبود که در لباس عروسی پوسیده پنجاه سال پیش، سرگردان در خانه‌اش بچرخد.

دوشیزه ایزی آرچر یک کلاه گشاد حصیری به ســر داشت و با دستمالی آن را زیر چانه‌اش بسته بود؛ یک پیراهن مردانه گشــاد و سفید و یک شلوار جین کوتاه‌شده تا زانو هم پوشیده بود. چیزی شبیه صندل‌های بچگانه قهوه‌ای هم به پا داشت. از ظاهرش بر می‌آمد که یا با تمامی این لباس‌ها دوش گرفته یا مشــغول شنا بوده است. آب از ســر و رویش چکه می‌کرد و گودال‌های آب کوچکی روی فرش گران‌قیمت و تخته‌های تیره و صیقل خورده کف اتاق طراحی، با آن پرده‌های زربافت ارغوانی و حاشیه‌دارش درست می‌کرد. با وجود نور اندکی که از میان آفتاب‌گیرهای ســنگین قهوه‌ای و بسته روی منظره دریا داخل می‌شــد، کل این صحنه چنان بــود که نگاه آدم را روی آن میخکوب می‌کرد. 

در همین زمینه مطالعه کنید:

کلیه حقوق متعلق به وب سایت"کتاب پارسه" می باشد.