نادیده گرفتن دوران اشکانی فقط به محققان غربی محدود نمی‌شود. درواقع ساسانیان سهم قابل توجهی در دیدگاه نادرست و تحریف شده ما از دوره 400 ساله تاریخ و سنت پارتی داشته‌اند. نه در کتاب خدای‌نامه و نه در اثر متاخرتر، شاهنامه فردوسی، چیز زیادی درباره پارتیان گفته نمی‌شود. در شاهنامه فقط 37 بیت به پادشاهان کوچک و بی‌اهمیت اشکانیان اختصاص یافته که “کوتاه‌ترین روایت از دوره‌های مختلف تاریخ ایران است” این درحالی ست که تاریخ حماسی یا پهلوانی شاهنامه به دوره پارتیان برمی‌گردد.

سنت غنی خنیاگران دوران پارتی نیز که بواسطه آن داستان‌ها و افسانه‌های بعدی – که در خدای‌نامه جمع‌آوری – پخش و منتشر شده بود، از سوی محققان نادیده گرفته شده است. دلیل این غفلت شاید این باشد که افسانه‌ها و داستان‌های آن زمان به صورت شفاهی نقل و روایت می‌شد و بنابراین تعیین مبدا و منشا اصلی آثاری که خیلی وقت بعد به صورت مکتوب ثبت می‌شود، کار بسیار دشواری است.

این کتاب مجموعه مقالاتی است که در گردهمایی موسسه مطالعات شرقی و افریقایی در سال 2005 خوانده شد. بیشتر نویسندگان این مقالات درباره جنبه‌هایی از دوران پارتی براساس شواهد و مدارکی جدید بحث می‌کنند که از حوزه‌های هنر و سکه‌شناسی، باستان‌شناسی و اسناد تاریخی به دست آمده است. مجموعه این مقاله‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از وجوه “تجدید حیات و نوزایی پارسی” که به ساسانیان نسبت داده می‌شود، اصلا ریشه در دوران پارتیان دارد.

در همین زمینه مطالعه کنید:

کلیه حقوق متعلق به وب سایت"کتاب پارسه" می باشد.