آدم‌های عادی پرواز نمی‌کنند

  • نویسنده: پاول وژینف  
  • مترجم: حضرت وهریز  
  • تعداد صفحات: 144 صفحه
  • سال انتشار: 1397- اول
  • قطع: رقعی
  • نوع جلد: شومیز
  • شابک: 9-274-253-600-978
  • قیمت: 19000   تومان

پاول وِژینُف نام مستعار نیکلا دلچف گوگف نویسنده و فیلمنامه‌نویس بلغارستانی است که جوانی پرشوری از مبارزه، زندان و اخراج از مدرسه داشته است.

او در نهم نوامبر ۱۹۱۴ در صوفیه به دنیا آمد. کار نویسندگی را در بیست سالگی با همکاری مجلات پایتخت کشورش آغاز کرد. پیش از شروع جنگ جهانی دوم جهانی برای آموزش فلسفه وارد دانشگاه صوفیه شد و در ۱۹۴۴ دانشگاه را تمام کرد. نخستین کتاب داستان‌های کوتاهش به نام «جاده‌ای بدون پل» در سال ۱۹۳۸ و دومین گزینه‌ٔ داستان‌هایش به نام «روزها و شب‌ها» در سال ۱۹۴۴ منتشر شد. این دو کتاب با وفاداری به سنت رئالیسم سوسیالیستی نوشته شده است که گوگول نویسنده بزرگ روس با رمان «شنل» آغاز کرده بود.

 امروز نام او شناسنامه ادبیات معاصر بلغارستان در دنیا است. او نخستین نویسنده بلغارستانی است که از عنصر فانتزی در داستان‌هایش استفاده کرد. داستان‌های بلند «مانع»، «ابعاد»، «پسر جهیل»، «مارمولک سفید و «خفاش‌ها شبانه می‌آیند»؛ رمان‌های «ستاره‌ها بر فراز سر ما»، «شب بر اسب‌های سفید»، «ترازو» و «سانحه آژاکس» از او منتشر شده است. در این میان منتقدان ادبی داستان بلند «مانع» را مهم‌ترین اثر او می‌دانند. این اثر به چندین زبان منتشر شده و تنها در روسیه ده‌ها بار و با تیراژهای میلیونی بازنشر شده است.

«آدم‌های عادی پرواز نمی‌کنند» داستان مردی به نام آنتوان است در ابتدای چهل سالگی، آهنگساز معروف کشورش، آدمی تودار، منطقی و محکم. از همسرش جدا شده، نیازمند محبت است ولی در جستجوی محبت نیست.

داروتیا دختری است متفاوت از دیگران. کودکی دشواری را با ناپدری پشت سر گذاشته و پزشک‌ها تشخیص داده‌اند که او مانند دیگران نیست. بیمار است. دیوانه است. از نشانه‌های دیوانگی‌اش یکی هم این که به طوری بیان‌ناپذیر می‌تواند افکار دیگران را بخواند.

آنتوان و داروتیا، شبی به صورت اتفاقی آشنا می‌شوند. در یک سو، دختری با توانایی‌هایی حیرت‌انگیز و در سوی دیگر، مردی منطقی، با فرهنگ و هنرمند که گرم و سرد روزگار را چشیده و به‌سادگی به هیجان نمی‌آید.

«مانع» داستانی است در مورد بن‌بست‌ها و چارچوب‌هایی که آدمی برای خود ایجاد می‌کند. از قرار معلوم، موسیقی، انعطاف‌پذیرترین نوع هنر برای تفسیر است و هنرآفرینان این عرصه، لابد صاحبان انعطاف‌پذیرترین و  نیرومندترین قدرت ممكن تخيل.

اما وقتی ذهن آدمی چارچوب‌بندی‌ شده باشد، حتی با استعدادترین هنرمند نیز تلاش می‌کند آنچه را با چشم می‌بیند با معیارهای حک‌شده ذهنش میزان کند و اگر دیده‌هایش با آن معیارها برابر نباشند، یا در این گمان می‌افتد که عقلش را از دست داده است یا فکر می‌کند چیزی در دنیای پیرامون سر جایش نیست.

پاول وژینف، قهرمان مرکزی داستانش را در برابر پدیده‌ای خارق‌العاده قرار می‌دهد: در برابر دختری که می‌تواند پرواز کند. نه در خواب، در بیداری و در برابر چشم‌هایی شاهد. «مانع» حکایت تلاش این هنرمند است برای برقراری هارمونی میان باورهای منطقی‌اش با آنچه می‌بیند و تلاش دختری با توانایی‌های فوق بشری برای تشویق مردی هنرمند که پرواز را تجربه کند.

داستان در سال ۱۹۷۶ در اوج اقتدار حزب کمونیست بلغارستان نوشته و منتشر شده است.

این نخستین بار است که اثری از این نویسنده در ایران منتشر می شود. در این کتاب، داستان بلند «مانع» و داستان کوتاه «یک روز پاییزی در شاهراه» را می‌خوانید.

در همین زمینه مطالعه کنید:

کلیه حقوق متعلق به وب سایت"کتاب پارسه" می باشد.